آسيب شناسي مالاريا :

مهمترين تغييرات مربوط به مالاريا شامل دستگاه خون رساني و خون ؛ طحال وکبد مي باشد . تغييرات ثانويه مي تواند در ديگر بخش هاي بدن با توجه به نوع و شدت آلودگي روي دهد . تغييرات آسيب شناختي در مورد گونه مالارياي فالسيپاروم شديدتر و جدي تر است .

تغييرات در خون

سلول هاي خوني قرمز : سلولهاي خوني قرمز از مكان هاي عمده آلودگي در مالاريا است . تمام آشكار شدن كلينيكي بيماري در مرحله اول مربوط به دخالت سلولهاي قرمز خون است .

انگل در حال رشد پروتئين هاي درون سلولي ، به ويژه هموگلوبين را مصرف و نابود مي كند . بخش هاي انتقال غشاهاي سلول هاي قرمز تغيير يافته ، آنتي ژن ها سطحي پنهان در معرض قرار گرفته و انگل هاي جديد به جاي پروتئين هاي مي نشيند . سلول قرمز گرد تر شده و تغيير شكل مي يابد  در آلودگي فالسيپاروم ، برجستگي هاي غشايي بر روي سطح سلول قرمز نمايان شده و اين رويداد در 24 ساعت دوم و چرخه غير جنسي روي مي دهد . رشد و نمو پروتئين هاي پرهيستيدين 1و پر الكترون زير اين گره ها يافت مي شوند . اين گره ها يك پروتئين چسبنده متنوع و ويژه با يافته هاي چسبنده پر مولكول بيرون مي دهند كه وزن مولكولي آنها به طور غير مستقيم اتصالات سلول هاي قرمز را به گيرنده ها آندوتيليوم1 مويرگي و سياهرگي صورت گرفته باعث چسبندگي ياخته اي مي شود . سلول هاي قرمز آبوده شده به فالسيپاروم به سلول هاي قرمز سالم گل بته اي مي چسبند . ياخته هاي چسبنده و گل بته ها مركز بيماري زايي مالارياي فالسيپاروم  هستند كه منجر به شكل گيري توده هاي سلول قرمز درون رگي در ارگان هاي حياتي بدن مثل مغز و قلب مي شوند . دخالت هاي بيشتر در گردش ذره اي و سوخت و ساز روي مي دهد و اجازه مي دهد انگل ها بدور از دفاع اصلي ميزبان و تصفيه و فعاليت طحالي رشد كند . به همين دليل در مالاري فالسيپاروم ، تنها اشكال جوان تر انگل ها در گردش محيطي و انگل محيطي معمولاً تشخيصي از توده زيادي از انگل هاي واقعي بدست مي دهد . اشكال بالغ فاليروم به ندرت در خون محيطي ديده شده و هنگامي يافت مي شوند نشان دهنده آلودگي شديد هستند .

جدا شدن 2در اثر موارد ويواكس و مالاريا روي نمي دهد و بنابراين در تمام مراحل انگل در خون محيطي ديده مي شود و عارضه هاي آن خيلي نادر است .

آنمي (‌كم خوني )3 :‌مشكلي معمول است كه بوسيله مالاريا روي مي دهد و مشكلات زيادي را در حاملگي و در كودكان ايجاد مي كند . و اين مي تواند به دليل مشكلات عديده اي باشد . خونكافت (‌آزاد شدن هموگلوبين )‌پشت سر هم سلولهاي قرمز آلوده شده مهمترين دليل عمده براي كاهش سطح هموگلوبين است . آنمي به درجه هجوم انگل ها ، دوره بيماري بحراني و شمار تشنج هاي تب آلود بستگي دارد . و اين حتي ممكن است پس 3 تا 5 حمله ناگهاني تب آلود رخ دهد . ويواكس عمدتاً سلولهاي تازه پاي سرخ را محاصره كرده و انگل به ندرت بيش از 2 درصد است . مالاريا اكثراً در هنگام بلوغ به ندرت بيش از 1% است . فالسيپاروم سلولهاي قرمز را در تمام سنين تحت تأثير قرار مي دهد و انگل ها مي توانند به بيش از 20 تا 30 درصد برسد . تخريب فراوان سلولهاي قرمز دليل رشد سريع آنمي در فالسيپاروفرم است . خونكافت ايمن و ناايمن سلولهاي سرخ سالم . با افزايش پاك شدگي طحالي سلولهاي انگلي و غير انگلي همراه است  ، كاهش سلولهاي قرمز القا شده ي خونكافت مي تواند به آنمي كمك كند .

برخي از اين مكانيزم ها حتي پس از ناپديد شدن انگل ها ، سلولهاي قرمز ناقص در استخوان نيز مي تواند به القاي آنمي كمك كند . برخي از اين مكانيزم ها ممكن است آنمي را حتي پس از كامل شدن آنمي ادامه دهد .

آنمي در مالاريا معمولاً با كاهش هموگلوبين در گلبولهاي قرمز و با افزايش شمار رتيكولوسيت1 و چند رنگ پذيرها2 همراه است . بندرت آنمي درشت ياخته (‌ماكروسيت ) يا تصاوير آپلاستيك كاذب يا كم شدن غير عادي تمام عناصر سلولي خون است .

آنمي ممكن است با هيپربيلي روبيني غير مستقيم با توجه به فرآيند خونكافت تجربه مي شود بزرگ طحالي نيز ممكن است ديده شود .

شمار گلبولهاي سفيد معمولاً در اكثر موارد مالاريا كم يا نرمال است . شمار زياد گلبول هاي سفيد نشانه آلودگي شديد يا آلودگي باكتريايي ثانويه است . كاهش شمار گويچه هاي سفيد به پر كارطحالي1 يا جدا شدن در طحال روي مي دهد . لنفوسيت هاي كناري ، ازدياد منوسيت ها2 در خون اثورينوپني ، و وجود ضربه نوتروفيلي در دوره طولاني بيماري مشاهده مي شود .

ترمبوسيتوپني 3: ترمبوسيتوپني نيزبسيار زياد در موارد مالاريايي معمول است . ديده شده است كه شمار پلاكت هاي خون نشانه افتي نسبي است و اين رويداد همراه تشنجي آميخته با تب است . ترمبوسيتوپني ممكن است به جدا شدن پلاكت ها درطحال مربوط باشد .

ترمبوسيتوپني شديد آلودگي شديد را نشان داده و ممكن است از وقوع سندرم 4خونريزي خبر دهد .

 سرعت رسوب سازي گويچه هاي سرخ :

معمولاً در مالاريا بيش از 30 تا 50 ميلي متر در ساعت است . مالارياي طولاني مدت ، آنمي شديد و مالارياي شديد معمولاً با ESR‌ بالا همراه است ( ESR‌ علامت اختصاري Erythrouyte sedimentation rate‌ به معني سرعت رسوب شدن گلبولهاي قرمز است )

سايت هاي ديگر براي اطلاعات بيشتر

تكنولوژي سلول اپندورف

اطلاعات مالاريا

دقت بالاي شمارنده هاي كوچك و تزريق كننده هاي كوچك

بحث در مورد جنگ اين بيماري كشنده

www.eppendorf.com

www.heaithpolitics.org

 

 

پروتئين و بيشتر

سلولها

بزرگترين بافت كه به انسان موش ، موش صحرايي ، ميمون و گياهان باز مي گردد

جستجوگرهاي كامل سلولي كاتالوگ رايگان اين محصول را اينجا دانلود كنيد

www.biochain.com

www.Applied biosystems.com

 

مغز استخوان

مغز استخوان ممكن است گلبولهاي قرمز بد ، جدا شدن آهن ، ديگر خواري يا بيگانه خواري1 قرمز در موارد بحراني مالارياي فالسيپاروم نشان داده شود . نقص بلوغ ممكن است در مغز استخوان به مدت 3 هفته پس از پاك شدن انگل ديده شود . مگاكاريوسيت2 زياد با شكلي غير عادي در مغز استخوان ديده شده است و پلاكت ها چرخنده ممكن است بلند شوند كه نشان دهنده ترمبوسيتوز1 است .

طحال

طحال نقش مهمي در پاسخ هاي ايمني در برابر آلودگي مالاريايي بازي مي كند و طحال برداري باعث آلودگي پنهان مي شود . بزرگ شدن طحال يكي از سريع ترين و ابتدايي ترين نشانه هاي آلودگي مالاريايي است . طحال ممكن است در اولين تشنج قابل تشخيص باشد .

طحال در مراحل اوليه آلودگي در بخش راست و حتي در بخش طاق باز قابل لمس است . انتهاي آن معمولاً گرد و سخت است و لمس كردن آن مشكل است و ممكن است نرم باشد . با پيشروي بيماري ، طحال سخت تر ، زبرتر و قابل لمس مي شود . در مالارياي فالسپاروم ، طحال ممكن است قابل لمس باشد اگر بيمار در مراحل اوليه با توجه به شدت بيماري به پزشك اطلاع مي دهد . در غير اين صورت ، بزرگ طحالي در تمام انواع مالاريا معمول است . بزرگ شدن طحال در مراحل اوليه به پرخوني 2، فروريختگي همانند ( اودما ) گوشتينه و بعداً با توجه به هيپرپلازي 3رتيكولوآندوتليال4 و لنفاوي با افزايش تخريب عناصر يافته اي خون و بيگانه خواري ارگان در بدن همراه است . عود كردن معمول و آلودگي مجدد به تصلب 1گوشتينه و گشادي سينوس ها منجر مي شود .

پس از درمان ، طحال به اندازه خود بر مي گردد و معمولاً اين بازگشت كاملاً رخ مي دهد كه دو هفته به طول مي انجامد . در موارد طحال بزرگ و فيبروز با توجه به تكرار شدن مالاريا بازگشت پايين تر است و اما پيچش به داخل يا بازگشت به داخل با درمان معمول است .

بزرگ شدن زياد و سريع طحال گهگاه ممكن است به پارگي طحال منجر شود كه يكي از جدي ترين عارضه هاي مالاريا است . و اين در حمله اوليه مالاريا بسيار معمول است . با توجه به فيبروز و التهاب صفاق در اطراف طحال پارگي خيلي نادر در موارد بزرگ طحالي مزمن است .

گروه كوچكي از سالخوردگان در آفريقا و هند و گروه بزرگي از سالخوردگان در گينه نو يافته شده اند كه به راستي از بزرگي زياد طحال رنج مي برند . اين موقعيت به عنوان سندروم بزرگ طحالي گرمسيري ناميده شده است . ذات اين بيماري هنوز ناشناخته است . خصوصيات آن بيماري با بزرگ شدن طحال كه وزن آن به 2000 تا 4400 گرم تخمين زده شده است همراه است . بيگانه خواري شديد سلولهاي خوني قرمز و سفيد ديده شده و سينوس هاي طحالي گشاد شده و هيپرپلازي لنفاوي را نشان مي دهد . كبد نيز بزرگ شده و تكثير سلولهاي رتيكوآندوتليال لنفي وتصفيه جيب مانندها نيز مشاهده مي شود . سطوح بالاي پادتن هاي IgG 1و IgM در برابر مالاريا در اين بيماران تشخيص داده شده است . اين بيماران همچنين دچار آنمي ، لوكوپني 2و كاهش پلاكت هاي خون محيطي در اين بيماران ديده مي شود و حال عمومي سالم است . درمان طولاني مدت مالاريا ممكن است اندازه طحال را دراين بيماران كاهش دهد .

كبد

در مراحل اوليه بيماري مالاريا بزرگي كبد نيز ديده مي شود . كبد پس از اولين تشنج بزرگ مي شود و ممكن است سخت و يا نرم باشد . اين اودمدي ممكن است به رنگ قهوه اي ، خاكستري يا حتي سياه باشد و اين به دليل رسوب رنگدانه هاي مالاريا است جيب مانندهاي كبدي گشاد شده و حاوي سلولهاي كوپفرهيپرتروفي شده و سلولهاي سرخ انگلي مي باشد . نكروزي 3مربوط به قسمت مركزي لوبول ها در اين مناطق كوچك ممكن است ديده شده و اين علائم مربوط به موارد سخت است و ممكن است به علت شك يا انتشار لختگي درون ياخته اي باشد . آلودگي طولاني مدت با دوره استرومايي بوده و افزايش پراكندگي بافت اتصال دهنده فيبروزي را به همراه دارد . با وجود تغييرات در سيروز تغييراتي ديده نمي شود . در مالارياي فالسيپاروم ، علاوه بر درگيري مزانشيم ، صفراوي ها نيز درگير هستند و سبب تغييرات كاربردي علاوه بر (‌هپاتيت مالاريايي ) مي شوند .

هپاتيت ها مالاريايي به واسطه هيپربيلي روبيني 1با تناسب بيلي روبين آميخته شده ، افزايش سطوح ترانس آميناز 2و فسفاتازقليايي 3مشخص مي شود . چون بخشي از آلودگي با فالسيپاروم است ، ممكن است با نارسايي كليوي و آنمي و ديگر عوارض مالاريايي فالسيپاروم همراه باشد . درگيري كبد در مالارياي فالسيپاروم نتيجه خرابي گردش ذرات محلي كه با فتق كبدي همراه است شناخته مي شود .

در بيماران با حملات مداوم مالاريا ، كبد به طور قابل ملاحظه اي در امتداد و به همراه طحال سخت و بزرگ مي شود . با وجود اينكه هيچ پديده غير عادي كبد در اين بيماران ديده نمي شود ، مالاريا دليل ثابت شده اي براي سيروز كبدي نيست .

ريه ها

درگيري ريه ها در مالارياي فالسيپاروم نسبت به تغييرات در سلولهاي خوني و دستگاه گردش خون عوامل ثانويه است . ادماي ريوي بحراني غير معمول است اما تقريباً عوارض كشنده اي دارد كه از مالارياي فالسيپاروم ناشي مي شود ، و به طور عمده زخم هاي به آندوتليال ( درون پوششي  مربوط به ياخته ها پوششي درون حفره هاي سروز و رگ ها ) مويرگي و اوماداي دو رگي رخ مي دهد . مايعات اضافي و تزريق خون ممكن است به اين مشكل كمك كند . مويرگ هاي ريوي و وريدهاي كوچك با سلولهاي ملتهب و سلولهاي قرمز انگل ها پوشيده شده اند آندوتليوم رگي نوعي اودما است كه با باريك شدن مجراي خون همراه است . ادماي بينابيني و غشاي شفاف نيز مشاهده مي شود .

ذات الريه و ذات الريه اي نايژه اي به صورت موضعي و در درون ريه مي تواند مالاريا را پيچيده تر كند .

سيستم قلبي دريچه اي

مالاريا معمولاً با بي نظمي و اختلال در سيستم قلبي دريچه اي همراه است . مهمترين و معمول ترين تغييرات درطي تشنج شامل كاهش در فشارخون ، تاكيكاردي 1، صداي خس خس قلب ، مورمور يا سوفل موقت نوك قلب و گشادي موقت قلب كه با سيستولي ( دوره هاي انقباض قلب )2 همراه است و همچنين به طور مدور قطر يا كاليبر رگ هاي خوني افزايش مي يابد كه منجر به كاهش فشار موقعيتي مي شود .

در مالارياي فالسيپاروم ، تغييرات و نوسانات ريز چرخشي در رگ هاي كرونري روي مي دهد مويرگ هاي ميوكاردي ( مربوط به عضله قلب ) بوسيله سلولهاي قرمز انگلي پر خون شده ، رنگدانه هاي پر ماكروفاژ3 ( درشت خوار ) ، لنفيت ها و سلول هاي پلاسما پر خون مي شود .

مالاريا ممكن است عدم كار قلبي موجود را بدتر كند و ممكن است كشنده به نظر آيد و براي بيماراني را كه در حال حاضر از نارسايي قلبي و انسداد دريچه اي رنج مي برند كشنده باشد .

مجراي معده اي روده اي

مالاريا معمولاً با تهوع و استفراغ به ويژه در مركز آن همراه است . در ديگر موارد حاد بيمار ممكن است با بي اشتهايي و بي نظمي شكمي و درد در بالاي شكم رو به رو شود . بعضي وقت ها كوليك 1شكمي ممكن است به شدت دردهاي مزمن شكمي و آپانديس باشد ، برخي بيماران ممكن است اسهال‌آبكي در مواقعي گاستروآنتريت2 و  وبا داشته باشند

كوليك حاد ممكن است با مالاريا همراه باشد . اساساً ديساستري (‌التهاب روده بزرگ ) ، آمبيازيس3 (‌ابتلا به آميب ) ممكن است در مواردي مالاريا را بدتر كند .

در مالارياي فالسيپاروم ، درگيري گردش ذره اي احشايي ممكن است منجر به ايكسمي 4( كم خوني موضعي )‌ روده ها و ادمي مخاطي و نكروزي و زخم منجر شود . تغييرات بيشتر در روده ممكن است به جذب سم منجر شده و شك عفوني را تسريع دهد .


كليه ها

مالاريا مي تواند مشكلات متعددي را در كليه ها به وجود آورد . در موقع حمله حاد آلبومينوري 5معمولاً مشاهده مي شود . پراكندگي حاد نفريت6 مالاريايي با شدت بالا آلبومينوري و ادما ممكن است به ندرت مشاهده شوند . در مالارياي فالسيپاروم شديد سندروم نفريت ممكن است ديده شود ( بيماري كليوي قرطلان مالاريايي ) اين ايمني پيچيده بيماري كليوي را متعادل كرده و بيماري هفته ها پس از بيماري مالاريايي ادامه مي يابد و علائم آن آلبومينوري ، ادما و شدت بالا است و ممكن است رشد يابند و نياز به درمان داشته باشد و اين درمان با استروئيدها1 يا جلوگيري از تشكيل پادتن ها در مقابل‌آنتي ژن هاي حاضر صورت مي گيرد .

در مالارياي فالسيپاروفرم ، نارسايي كليوي حاد ممكن است در 1/0 تا 6/0 درصد از بيماران روي دهد . بي نظمي هاي گردش ذره ها ، آنوكسي 2و نكروزي التهاب گلومرول كليه و نكروزي لوله كوچك كليه دليل عمده اين عوارض جدي هستند . انتشار لخته هاي درون ياخته اي ممكن است سبب اين مشكل يا بدتر كننده اين مشكل باشد .


دستگاه عصبي مركزي

دستگاه عصبي مركزي در مالاريا مي تواند عامل درگيري هاي آسيب شناختي مغز و حملات تبي يا با توجه به اثرات داروهاي ضد مالاريا تعيين شود .

تشنج تب آلود معمولاً همراه سردرد ، اسهال ، تهوع  ، دليريوم3 ، اضطراب خستگي است . اينها همه قوانين موقتي هستند كه با نرمال شدن تب ناپديد و از بين مي روند .

داروهاي ضد مالاريا مانند كلروكين ، كينين ، مفلوكين ، هالوفانترين مي تواند سبب نشانه هاي متفاوتي از جمله گيجي ، سرگيجه ، وزوز ، خستگي ، توهم ، فراموشي ،      دليريوم وحتي روان پريشي قوي و تشنج شو . كوينين مي تواند كماي ناشي از كاهش قندخون را القا كند . نشأت گرفته از‌آرتمايسين به عنوان عامل اختلال عملكرد تنه مغز شناخته مي شود ، البته اين مطالعات بر روي حيوانات انجام شده است . اين عامل ها هميشه بايد در هنگام برنامه ريزي در موارد مالاريايي در نظر گرفته شود .

سيستم عصبي به طور عمده در مالارياي فالسيپاروم و به ندرت در ديگر گونه ها ديده مي شود . تغيير شكل كاهش يافته ، چسبندگي ياخته اي و سلولهاي قرمز گل بته اي ، انسداد و گردش ذرات توسط سلول هاي قرمز گل بته اي و ترمبوز1 آنها ، اينها همه در‌آنوكسي مغزي ، گسترش گرانول مغزي و خونريزي روي داده كه منجر به آنسفاليت2 مالاريايي و منگوآنسفاليت 3مي شود . در نكروسپس4 ، مغز به عنوان ادما محسوب شده و رگ هاي خوني كوچك با سلولهاي قرمز انگلي پر مي شوند . و سطح مغز به رنگ آلويا سرب در مي آيد در حالي كه بريدگي بالايي آن به رنگ خاكستري است . بيش از 70 درصد سلولهاي قرمز در مغز ممكن است آلوده به انگل باشند و انواع بالغ آنها شيزونت ها5 ديده شده است .

در رگ هاي بزرگتر ، انگل ها لايه اي در امتداد آندوتليوم تشكيل داده كه حواشي ناميده مي شود . آندوتليوم ياخته اي برآمدگي پاي كاذب را نشان مي دهد كه ممكن است در تناقض با گره هاي سطوح سلولهاي قرمز انگلي باشد . خونريزي پتشيال1 فراوان در بخش هاي سفيد نزديك به موانع توپي در انتهاي سرخرگ كوچك يافت شده است . گرانول دورك ، بخشي كوچك از ميكروگلي ( سلول ) فضايي در مكان هاي اطراف اين خونريزيهاي ديده مي شود .

 



1 اسيد آمينه اي طبيعي كه از تجزيه پروتامين بدست آمده براي رشد اطفال ضروري است .

 

1 طبقه اي از يافته هاي درون پوش كه درون حفره قلب و رگ هاي خوني و رگ هاي لنفي و درون حفرات سروزي بدن را پوشانده از مزودرم پديد مي آيند

2 جدا شدن غير طبيعي جزئي از يك كل مانند جدا شدن بخشي از جريان خون بطور طبيعي يا به علت گذران شريان خون

3 كاهش هموگلوبين يا گلبولهاي قرمز يا هر دو خستگي ، رنگ پريدگي ، تنگي نفس ، هنگام كوشش و تپش قلب ، بي اشتهايي و سرگيجه از مشخصات خوني است .

1-  ياخته اي بدون هسته از سري گلبولهاي قرمز كه ظاهراً از گويچه هاي سرخ قابل تمايز نيست ولي پس از رنگ آميزي ويژه دانه ها با شبكه منتشري از تارچه هاي در درون آن مشاهده مي شود .  

2 ماده اي كه با رنگ هاي گوناگون رنگ مي پذيرد

 

1 هيپراسلينم :‌حالتي بيمارگونه كه در نتيجه پر كاري طحال روي مي دهد

2 ياخته هاي ائوزينوفيل در خون و كاهش آن ها

3 كاهش تعداد پلاكت هاي خون محيطي

4 مجموعه اي از نشانگان كه از علت واحدي ناشي شده باشند يا به طوري با هم و به طور مشترك پديد آيند كه ماهيت باليني مشخص را تشكيل مي دهند

 

1 – فاگوسيتوز : بلعيدن ذرات جامد به وسيله ياخته هاي زنده

2 – هر يافته هسته دار از سري ترمبوسيت ها كه در آن هستك ها قابل تشخيص نيستند .

 

1 زياد شدن شماره پلاكت هاي خون

2 پر بودن زياد از حد يك مجرا يا عضو

3 پر سازي : افزايش حجم بافت يا عضو در نتيجه ايجاد و رشد يافته هاي جديد

4 تورينه درون پوش : سري هاي ياخته هاي خاصي كه در قسمت هاي مختلف بدن به طور پراكنده وجود دارند رنگ هاي كه موجود زنده تزريق مي شود به خود مي گيرند و باكتري ها و اجسام خارجي را در جريان خون هستند مي بلعند اين ياخته ها بطور عمده در مغز استخوان طحال ، كبد ، گره هاي لنفاوي وجود دارند .

1 سفتي و تصلب به خصوص سفتي ناشي از التهاب

 

1- فضاي كوچك و نامنظمي كه ديواره هاي نازك داشته و شروع سيستم سياهرگي را در بعضي از اعضا مانند طحال ، كبد ، مغز استخوان و بسياري از غدد تشكيل مي دهد .  

2 سفيد گلبولهاي كاستي : كم بودن تعداد گلبولهاي سفيد خون

3 بافت مردگي :‌مرگ يك ياخته در اثر بيماري يا ضايعه

 

1 رنگدانه اي كه از انحطاط هموگلوبين ايجاد مي شود و در سرم خون يافت مي شود ، اين رنگدانه به دو شكل طبقه بندي شده است . يكي شكل مستقيم ( Indirect ) يا آزاد‌(‌يا در هم نياميخته ) و اين موقعي است كه رنگدانه در راه بين محل ساخته شدنش كه يافته هاي ريتكوكوآندوتليال باشد و كبد قرار دارد . ديگري شكل مستقيم يا ( direct ) (‌دي گلوكر رنوبيلي روبين ) كه بعد از در هم آميخته شدن آن در كبد به اين صورت در مي آيد .

2- آنزيمي از كاتاليزور كه انتقال گروه آميد از يك مولكول به مولكول ديگر است .  

3 فعاليت خوب آبها PH‌ 8/6 و L‌9 است .

 

1 سرعت ضربانات قلب (‌افزايش ضربانات )‌

2 صدايي مخصوص كه به وسيله گوشي از نوك قلب شنيده مي شود

3 ياخته اي درشت خوار كه سلول عمر بيگانه را مي خورد

 

1 قولنج : دردهاي متوالي شكمي

2 التهاب روده شكمي

3 ابتلا به آميب هيستولي كه در وهله اول قولون و گاهي در مرحله دوم كبد ، مغز ، كليه را مورد حمله قرار مي دهد

4 كم خوني موضعي كه در نتيجه آن خود راهش قطع شده و شدت آن كاهش مي يابد

5 وجود آلبومين در ادرار يا وجود پروتئين هاي سرم در ادرار

6 التهاب كليه

 

1 نام تركيباتي كه عموماً داراي استرول ( كلسترول ) و هرمونهاي قشري فوق كليه و غددجنسي است

2 فقدان يا كمبود اكسيژن

3 سرسام : هيجان و سراسيمگي كه منشأ عضوي دارد و با بي ارتباط ، يا بيهوده و هم و از خود بيخودي مشخص مي شود

 

1 شكل لخته خون قلب يا رگ هاي خوني

2 التهاب پرده مغز

3 التهاب مغز و پرده هاي آن

4 معاينه جسد

5 مرحله اول رشد انگل هاي مالاريا در تعقيب تروفوزوئيت كه هسته آن به تعداد زيادي هستك تقسيم مي شود .

 

1 لكه هاي كوچكي ناشي از نشت خون